"پروفسور هانري كُربَن" در چهاردهم آوريل سال ۱۹۰۳ در پاريس و در يك خانواده كاتوليك ديده به جهان گشود. كربن در كنار آموزش هاي متداول، از آموزش هاي مذهبي نيز برخوردار بود و همين امر او را بر آن داشت تا با پا نهادن در يك مدرسه عالي علوم مسيحي ادامه آموزش هاي مذهبي را دنبال نمايد. وي پس از اتمام دوران متوسطه ،در سال ۱۹۱۹ جهت ادامه تحصيل در رشته فلسفه وارد دانشگاه سوربن شد و در سال ۱۹۲۵ به دريافت ليسانس نائل آمد. او سپس در سال ۱۹۲۶ گواهي نامه عالي فلسفه و در سال ۱۹۲۸ ديپلم مدرسه پژوهشهاي عالي دانشگاه پاريس را كسب كرد. كربن در طي اين سالها توانست زبان هاي كلاسيك اروپايي، عربي و فارسي را به خوبي بياموزد و تا آنجا پيش رفت كه حتي زبان پهلوي را به تسلط خود درآورد.

آراء و انديشه هاي كربن در اين دوران- كه در واقع اساسي ترين و بنيادي ترين دوران شكل گيري شخصيت فكري او بود- تحت تأثير چهار حوزه فكري قرار داشت؛ سه حوزه آن در غرب و جهان مسيحيت سامان يافته بود، اما حوزه چهارم ريشه در شرق و جهان اسلام داشت. نخستين حوزه ،انديشه هاي اتين ژيلسون فيلسوف و متأله مسيحي متخصص در فلسفه قرون وسطاي اروپايي بود. او به طور فعال در كلاس هاي درس ژيلسون كه به مطالعه متون ترجمه شده ابن سينا به زبان لاتين اختصاص داشت شركت مي كرد. دومين و سومين حوزه هاي فكري كه انديشه هاي پروفسور كربن بسيار از آنها تأثير پذيرفت، پديدارشناسي ادموند هوسرل و اگزيستانسياليسم مارتين هايدگر بود. از اين رو، او دهه ۱۹۳۰ را بيشتر در آلمان گذراند و از نزديك با هايدگر آشنا شد. او در اين سالها- يعني تا پيش از وقوع جنگ جهاني دوم- تا حدي نقش پل واسط ميان اين دو فيلسوف آلماني و انديشمندان و دانش پژوهان فرانسوي را ايفا و چندين اثر مهم فلسفي را از زبان آلماني به فرانسه ترجمه كرد. ازجمله اين آثار مي توان به كتاب مهم و ارزشمند «مابعدالطبيعه چيست» هايدگر اشاره كرد.
اما آشنايي هانري كربن با كتاب حكمه الاشراق سهروردي حوزه اي كاملاً نوين و مسحور كننده را در برابر ديدگان اوگشود، به گونه اي كه بعدها با بهره گيري از دستمايه هاي گرانسنگي كه در سه حوزه انديشه غرب و بخصوص پديدارشناسي كسب كرده بود، در اين حوزه چهارم گام نهاد. سابقه آشنايي كربن با آراي شيخ شهاب الدين سهروردي، تصوف، تشيع و به طور كل فلسفه اسلامي به كلاس هاي درس استاد خود لوئي ماسينيون درمدرسه زبان هاي شرقي باز مي گردد. ماسينيون، اسلام شناس برجسته فرانسوي، روزي در كلاس درس يك نسخه از كتاب «حكمه الاشراق» سهروردي را براي مطالعه به كربن داد.
مطالعه اين كتاب چنان شوري در كربن جوان ايجاد كرد كه تمام حيات فكري آينده او را تحت تأثير جاذبه هاي خود قرار داد و نگاه او را از غرب متوجه شرق كرد. او پس از اين، ديگر علاقه چنداني به فلسفه وجود يا همان اگزيستانس هايدگري نداشت و فلسفه وجود حقيقي را نزد حكماي ايران و انديشمندان مسلمان و بخصوص فلاسفه شيعه جست وجو كرد.كربن در اوايل جنگ جهاني دوم (۱۹۴۰) به عنوان مسئول انستيتوي فرانسه عازم اسلامبول شد و اين فرصت ارزشمندي بود تا به تحقيق كامل تري پيرامون انديشه هاي سهروردي بپردازد. توسعه دامنه جنگ در اروپا بازگشت كربن به فرانسه را ناممكن ساخت و همين امر سبب شد كه او به مدت تقريبي شش سال (تا سال ۱۹۴۵) در اسلامبول كه مركز كتب خطي بود، رحل اقامت افكند. او در طي اين مدت توفيق يافت با بهره گيري از نسخ خطي، به تحقيق و پژوهش پيرامون آثار چاپ نشده سهروردي و حكماي اسلامي بپردازد. حاصل اين تلاش ها چاپ نخستين جلد از مجموعه آثار سهروردي در سال ۱۹۴۵ بود. كربن در اين كتاب از روش تصحيح نسخ عربي و فارسي «هلموت ريتر» شرق شناس مشهور آلماني، پيروي كرده بود. انتشار اين كتاب باعث شهرت كربن شد و طولي نكشيد كه با اصرار و پافشاري لوئي ماسينيون كرسي درس اسلام شناسي مدرسه پژوهش هاي عالي دانشگاه سوربن و جانشيني ماسينيون به او واگذار شد.با پايان يافتن جنگ جهاني دوم ، افق هاي نويني فراروي مطالعات ايراني- اسلامي هانري كربن گشوده شد. به دنبال سفري كه او پس از خاتمه جنگ جهاني دوم (سپتامبر۱۹۴۵) به ايران داشت، وزارت امور خارجه فرانسه رياست بخش ايران شناسي مؤسسه ايران و فرانسه را به او واگذار كرد. شرايط جديد فرصت مغتنمي را فراهم آورد تا كربن سالي چند بار به ايران سفر كند و با بزرگاني چون سيد محمد كاظم عصار،علامه سيد محمد حسين طباطبايي و سيد جلال الدين آشتياني به بحث و گفت وگو بپردازد. از آن پس كربن اين توفيق را يافت كه به مدت بيست سال، اول هر پاييز به ايران سفر و در دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران تدريس كند. كربن در پايان پاييز مجدداً به پاريس بازمي گشت و در دانشگاه سوربن به تدريس حكمت و عرفان اسلامي ايران مشغول مي شد. دوران اقامت پروفسور هانري كربن در ايران بركات فراواني را به همراه داشت. مجموعه مباحثات كربن با مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبايي نمونه اي از اين دست است.در اين جلسات شخصيت هايي چون استاد شهيد مرتضي مطهري و مرحوم بديع الزمان فروزانفر نيز حضور داشتند و دكتر سيد حسين نصر برگردان و ترجمه مباحثات را عهده دار بود. حاصل اين مباحثات سالها بعد در دو مجلد به چاپ رسيد.هانري كربن همچنين پس از پذيرش رياست بخش ايران شناسي مؤسسه ايران و فرانسه، و به بركت سفرهاي منظم خود به ايران و ارتباط و همكاري با انديشمنداني چون سيد جلال الدين آشتياني، سيد حسين نصر و محمد معين، سلسله كتابهايي را با عنوان «مجموعه كتب ايراني» در زمينه حكمت و فلسفه اسلامي منتشر كرد.كربن حاصل چهل سال پژوهش و تحقيق خود در فلسفه و حكمت اسلامي را در اثر گرانبها و ارزشمند «اسلام ايراني» متبلور ساخت. اين اثر چهار جلدي طي سالهاي ۱۹۷۱ تا ۱۹۷۳ در پاريس منتشر شد. كربن در اين كتاب به ترتيب، شيعه دوازده امامي، سهروردي و افلاطونيان ايران، سالكان طريق عشق و مكتب اصفهان را مورد بحث قرار داده است. سرانجام، پرفسور هانري كربن پس از نيم قرن پژوهش و تحقيق، در سال ۱۹۷۸ چشم از جهان فرو بست.